Tuesday, May 20, 2008

بابا طاهر عریان ،... و جورج بوش!!ا

بوش می گوید : " مردم ایران شایسته زندگی بهتری هستند"! ه
.....-
بابا ها !! خطاب به بوش می گویند: ه
..........
ته که نوشُم نه ای ، نیشُم چرایی؟ ............. به شرم الشیخ برلب خنده داری! ه
ته که یارُم نه ایی ، پیشُم چرایی ؟ ............. دلی از بی غمی آکنده داری..! ه
ته که مرحم نه ای زخم دلمُ را ! .............. به "بلادین" تو تا خدمتگزاری!ا
نمک پاشِ ِ دل ِ ریشُم چرایی؟ ................ جنابش را ز خود شرمنده داری!!ا
بابا طاهر عریان .................................................. بابا شاعر گریان
..
به شرم الشیخی ودر نطقی آنجا
ترا بوده ست ذکر خیری از ما
جناب بوش بشنواین که گویند ! ه
ه " تعارف کم کن و بر مبلغ افزا "! ه ه
ه ه ه ه ه ه ه .........ه ه ه ه ه بابا مردم ایران
-------
....*

.....

.....

نقل از: بی بی سی
يکشنبه 18 مه 2008 - 29 اردیبهشت 1387

..


بوش با سران کشورهای مختلف دیدار خواهد کرد

جورج بوش، رئیس جمهور آمریکا، از کشورهای خاورمیانه خواسته است که ایران و سوریه را به توقف "حمایت از تروریسم" وادار کنند.
رئیس جمهور آمریکا برای دیدار با سران برخی کشورهای عرب و غیر عرب به شرم الشیخ مصر سفر کرده است.
او گفت: "ما باید در کنار مردم خوب و نجیب ایران و سوریه قرار بگیریم که شایسته زندگی بهتری از آنچه اکنون دارند هستند."

به گفته جورج بوش: "ملت های صلح دوست منطقه علاقه دارند تا ایران و سوریه را به توقف حمایت از تروریسم وادارند."
رئیس جمهور آمریکا تاکید کرد، "کشورهای صلح دوست منطقه همچنین مخالف اهداف جاه طلبانه ایران در دسترسی به سلاح هسته ای هستند."
ایران اتهام های آمریکا مبنی بر تلاش برای دستیابی به سلاح هسته ای را رد کرده است.
جورج بوش در ادامه سخنان خود گفت "اجازه دسترسی به سلاح های مرگبار به کشوری که پشتیبان اصلی تروریسم در جهان است، خیانت غیر قابل بخششی است به نسل های آینده و برای صلح، جهان نباید به ایران اجازه دستیابی به سلاح هسته ای را بدهد."
رئیس جمهور آمریکا همچنین خواهان آن شده تا رهبران منطقه برای دموکراسی و آزادی تلاش کنند.
آقای بوش خواهان آن شده تا کشورهای منطقه دست به اصلاحات اقتصادی و سیاسی بزنند و امکان حضور بیشتر زنان و جوانان در عرصه های سیاسی و اجتماعی را فراهم کنند.
جورج بوش پیشتر برای دیدار با حسنی مبارک، رئیس جمهور مصر به شرم الشیخ سفر کرد.
دیدار از مصر، آخرین بخش از سفر خاورمیانه ای آقای بوش است که با سفر به اسرائیل برای شرکت در جشن شصتمین سالگرد تاسیس این کشور آغاز شد.

Saturday, April 19, 2008

جای"دولتماه" با حجاب اسلامی ،ایران است و انگلیس !ا

دادستان تاجیکستان: جای حجاب در دانشگاه نیست،
بروید مسجد
دادگاهی در شهر دوشنبه‌ پایتخت‌تاجیکستان
طرح‌ شکایت‌ یک دانشجوی‌محجبه‌ دانشکده‌ زبانهای
خارجی‌ این‌ کشوررا علیه‌ مسئولان‌ این‌ دانشکده

ووزارت‌ آموزش‌ و پرورش‌ تاجیکستان‌ رد کرد‌ .

‌این‌ دادگاه‌ اعلام‌ کرد‌ دولتماه‌اسماعیل‌ آوا (دختر دانشجو)

نمی‌ تواندبا حجاب‌ اسلامی‌ در دانشگاه‌ حضور یابد‌.

دولتماه‌ گفته است هرگز حجاب‌ را از خوددور نمی‌ کند،

زیرا هر زن‌ مسلمان‌موظف‌ به‌ حفظ حجاب‌ خود است.

از سوی دیگر وزیر آموزش‌ و پرورش‌تاجکستان نیز گفته است

اگر دختران‌ تاجیک‌بخواهند حجاب‌ اسلامی‌ داشته‌ باشند،می‌ توانند در مدارس‌ دینی‌ تحصیل‌ کنند.

دادستان‌ کل‌ تاجیکستان‌ نیز‌ امروزبا اشاره‌ به‌ موضوع‌ حجاب‌ در

مراکزآموزشی‌ این‌ کشور گفت‌ هر کس‌ که‌مایل‌ به‌ پوشش‌ اسلامی‌

است‌ باید به‌مسجد برود و در دانشگاه‌ جایی‌ ندارد.

نقل از سایت
"انبان


Friday, February 08, 2008

عشق همیشگی!

پیر مردی صبح زود از خانه اش خارج شد در راه با ماشینی تصادف کرد و آسیب دید ، او را به اولین درمانگاه رسانیدند، در آنجا زخمهایش را پانسمان کردند، ولی وقتی به او گفتند باید کمی بیشتر بماند تا برای اطمینان بیشتر از او عکسبرداری هم بشود ، پیر مرد غمگین شد و گفت فکر می کنم حالم خوبست و نیازی به عکس برداری نیست و چون عجله هم دارم نمی توانم بیشتر بمانم! و در جواب پرستاران که از او دلیل عجله اش را پرسیدند گفت ، زنم در خانه سالمندان است و من هر روز صبح آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم ، نمی خواهم دیر شود. به او گفتند ناراحت نباشید ما خودمان با او تماس گرفته و خبر می دهیم ، پیر مرد با ناراحتی بیشتر توضیح دادکه نه این کار فایده ندارد چون زنم "آلزایمر" دارد و چیزی را بیاد نمی آورد و حتی من را هم نمی شناسد!! و وقتی با حیرت از او پرسیدند پس چرا باید هر روز برای صبحانه در کنار او باشید ، در حالیکه او شما را نمی شناسد !!؟ پیر مرد جواب داد :
!! آخر من که می دانم او کیست و او را می شناسم
.
با تشکر فراوان از عزیزی که این مطلب زیبا را برای ما فرستادند

Monday, January 21, 2008

" ! بله "خواستن توانستن است

سلام مجدد من چند روز قبل مطلبي را در وبلاگی خواندم كه چون برايم جالب بود با اجازه صاحب آن وبلاگ آنرا اينجا مي‌نويسم شايد براي بقيه هم جالب باشد. نمي‌دانم نويسنده‌اش كیست !؟ ----- آسمان

-------

ما غمگین و عصبی هستیم قبول. بی نظم" و بدقول و بدلباس و بدون اعتماد به نفس هستیم درست. اما دلمان میخواهد جور دیگری بودیم: شاد و سرحال و خوش لباس و منظم و مودب و... خب محض خنده هم که شده بیایید کمی تظاهر کنیم.بیایید چند روز نقش ادم منظم را بازی کنیم. کارها سر وقت.همه چیز سر جای خودش.خواب و بیداری به موقع. یا نقش ادمی با اعتماد به نفس زیاد. با پشت صاف و قدمهای بلند و کمی تند راه برویم.قوز نکنیم. شمرده حرف بزنیم و در تنهایی دائم به خودمان فحش ندهیم یا نقش ادم مهربان خوش پوش یا هر چیز دیگری که نیستیم را. بهتر شدن چند روزه ما به کسی صدمه نمیزند به شرط انکه نخواهیم کسی را گول بزنیم. معمولا بازی کردن نقش کسی که دلمان میخواست او باشیم. هم سخت است هم هیجان انگیز.مثل پوشیدن لباس زیبایی که کمی برایمان تنگ و بلند است. مجبوریم صاف و کشیده راه برویم تا لباس اندازه تنمان به نظر بیاید. هیجان انگیز است چون در این لباس زیباتر میشویم و احساس تشخص می کنیم. سخت است چون دلمان می خواهد خودمان را شل شل کنیم و سرمان را پایین بیندازیم و با شانه های افتاده و کمر قوز کرده روی دم دست ترین صندلی ولو شویم. اما اگر یک هفته...یک ماه...یک سال...این لباس را تحمل کنیم کم کم عادت می کنیم با پشت صاف و سر بلند راه برویم.عادت می کنیم با ادب و تشخص حرف بزنیم و راه برویم.تظاهر به چیزی بهتر از انچه هستیم اگر تحمل و صداقت لازم را داشته باشیم کم کم مارا به شخصیت ایده المان نزدیک میکند. اگر به اندازه کافی به منظم بودن تظاهر کنیم این رفتار کم کم برایمان طبیعی خواهد شد درونمان عمیقا نظم خواهد گرفت. ادمیزاد مخلوق عجیب و غریبی است. مثل یک معجون جادویی است که میتواند ماهیت هر چیزی را عوض کند.تظاهر یک سنگ معمولی است نه خوب و نه بد. میتوان با ان خانه ساخت یا پنجره ای را شکست. این کاملا به نیت دستی که ان را از زمین برمیدارد بستگی دارد. یادتان هست بچه که بودیم پای مجلس روضه مادربزرگها میگفتند " همینطور ساکت ننشین خودت را به گریه بزن؟ " میگفتند ساکت بی تفاوت نشستن پای شرح مصیبت دل ادم را سنگ میکند. اما همیشه بعد اشک میامد. اشک واقعی و دل ادم نرم و سبک میشد. چند روزی ان لباس بلند فاخر زیبا را بپوشیم و جوری راه برویم که قوز بدشکل کمرمان پیدا نباشد.ادمیزاد است دیگر...خدا را چه دیدی.شاید حریف شدیم و پشتمان برای همیشه صاف شد". خوب من مي‌روم كه پشتم را صاف كنم و اداي يك آدم جدي و پر كار و فعال را دربياورم.

مي‌بوسمتان

Wednesday, December 12, 2007

تولد آذر جانی مبارک ، تولد آذر جانی مبارک

Happy Birthday Azarjani

بفرمائید این هم کیک مخصوص جشن تولد

دفتر مرکزی پیام آشنا با اعلام جشن سالروز تولد آذر جانی عزیز، این روز فرخنده را از طرف کلیه اقوام و خویشان و دوستان وآشنایان به ایشان تبریک و تهنیت گفته طول عمر ، سلامتی و توفیق ایشان را درادامه وارستگی هایشان از درگاه قادر متعال آرزو داریم ، که: والله یُحب مُحسنین و....ه
****

با تشکر فراوان از مدیر آسی عزیز جهت اقدامشان در بکار انداختن کمیته هم آهنگی برای این منظور از کشور های مختلف تلگرافات زیاد تبریک و همچنین خبر های زیاد در مورد چگونگی بر گزاری این جشن تولد به دفتر مرکزی واصل شده که در زیر نمونه هائی از این خبر ها مربوط به برگزاری این مراسم در لندن همراه با عکس های مربوطه را می بینید - انشااله در پست های بعدی هم خبر های بیشتر با عکس از سایر کشور ها وارد خواهد شد - در زیرعکس هاوتوضیحات کوتاه مربوط به آنها را می بینیم!!!ا

ملکه الیزابت با لبخند مخصوص شخصآ

ضمن نطقی بمدت 27 دقیقه این تولد را از روی با لکن معروف باکینگهام پالاس در حالیکه جمعیت زیادی پائین بالکنی به سخنرانی گوش میدادند به آذر جانی تبریک گفته و جالب است که در پایان نیز بطور غیر منتظره و در حالیکه جمعیت هم با ایشان می خواندند به خواندن
"هپی برث دی تو یو، هپی برث دی تو یو ، هپی برث دی تو یو آذر جانی ،

هپی برث دی تو یووووووووو!!!!آ
پرداخت
ملک الیزابت در حال تبریک گفتن برای
تولد آذرجانی پشت میکروفون روی بالکنی




گو شه ای ازجمعیت پائین بالکنی کاخ درحال
گوش کردن به نطق ملکه
برای تماشای مراسم که مستقیمآ از تلویزیون ها هم پخش می شد به غیر از خانه ها دراکثر بار ها و رستوران ها مردم در این نیمساعت همه حواسشان به صفحه تلویزیون بود -- عکس زیر نمونه چنین صحنه ای است

بعد از اتمام نطق ملکه الیزابت مردم به کافه ها و رستوران ها که به همین مناسبت با بادکنک ها و چراغ های رنگی و... ها تزئین شده بود هجوم برده و بطور مجانی با کیک و شیرینی و نوشیدنی های مختلف که روی میز ها برایشان چیده شده بوداز خودشان شروع به پذیرائی کرده و عده ای هم با هم عکس یادگاری میگرفتند

گفتنی است که بودجه کلان این مراسم را ملکه الیزابت شخصآ از حساب خود به شهرداری لندن پرداخته بوده
و در جواب شهردار لندن (کن لیوینگ استون) هم که گویا برای خود شیرینی گفته بوده " علیاحضرت فکر نمی کنند همان تبریک گفتن کافی باشد؟؟؟" گفته بوده













آذر جانی بیشتر از اینها به گردن من حق دارد ، یادم نمی رود که تمام دوره دبیرستان من کنار او که تنها دوستم بود می نشستم و معلوم است که در امتحانات هم دائم از روی نوشته های او کپی میکردم و گر نه من که هنوز هم فارسی بلد نیستم چگونه می توانستم در آنزمان دیپلم دبیرستانم را بگیرم!!!آ

Thursday, November 29, 2007

حقیقت زندگی

تکرار یکی از پست های قبل به منا سبت اولین سالگرد شروع پیام آشنا
-----------------------------------------------
azarjan said...
--
حقیقت زندگی

استاد فلسفه سرکلاس روی میز مقابلش یک شیشه بزرگ و خالی سسس مایونز را بدون اینکه حرفی بزند با توپ های گلف پرکرد وبعد پرسید که آیا شیشه پرشده گفتند بلی بعد استاد یک جعبه سنگریزه درآورد وآنها راهم داخل شیشه ریخت وآهسته شیشه را تکان داد سنگریزه ها میان توپ هاقرارگرفتند بعد بازپرسید که آیا شیشه پرشده گفتند بلی استاد یک بسته شن راهم توی جعبه ریخت وآنها هم جای خودشان را توی شیشه گرفتند استاد پرسید آیا شیشه دیگرپراست همه با هم گفتند بلی بعد سپس اززیر میز دوفنجان قهوه بیرون آورده وتوی شیشه ریخت شاگردان خندیدند استاد گفت که این شیشه مثل زندگی خودتان بدانید توپ های گلف موضوعات مهم زندگی شما هستند خدا خانواده وفرزندان ودوستان وروابظ عاطفی مورد علاقه تان که اگرهمه چیزهای دیگر ازدست بروند وفقط آنها بمانند هنوززندگیتان پراست سنگریزها مانند کار .خانه .واتومبیل وشن ها موضوعات کم اهمیت تربعدی هستند که اگر اول سنگریزه ها را داخل شیشه بریزیددیگرجایی برای شن ها یاتوپ های گلف باقی نمی ماند زندگی هم همین طوراست اگر همه وقت وانرژی تان را صرف موضوعات کم اهمیت بکنید هرگز برای چیزهایی که برایتان اهمیت دارند فرصت نخواهید داشت به چیزهایی که برای خوشبختی تان ضرورت محسوب می شوند توجه کنید برای معاینات پزشکی تان وقت صرف کنید دوستانتان را به شام دعوت کنید ودوباره به * 18 سالگی برگردیدیعنی به چیزهاییکه واقعا اهمیت دارند اولویت هارا مشخص کنید باقی شن ها هستند شاگردان پرسیدند که قهوه دراین میان چه نقشی داشت ؟ استاد گفت : شما هرچقدر هم که به ظاهر زندگی تان پرباشد ولی همیشه برای صرف یک فنجان قهوه بادوستان وقت هست ....نتیجه این داستان دراز من این است که وقتی هم با محبت خود برای آنهایی که شما را خیلی دوست دارند بگذارید!!!!!!!!!!!!!!د

Monday, November 19, 2007

پیام آشنا یکساله شد !!ه


سالروز شروع "پیام آشنا" را جشن می گیریم

*
به مناسبت سا لروز شروع "پیام آشنا" ضمن نگاهی اجمالی به تاریخچه" مجموعه پیام آشنا " به شرح زیر، یعنی از شروع آن تا به امروز، تصمیم گرفتیم این هفته را هفته "پیام آشنا " بنامیم و به همین مناسبت طی چند روزآینده علاوه بر پست مصاحبه اختصاصی با مدیردفتر مرکزی این مجموعه ! یک دو پست جدید و همچنین پست هائی کوتاه از آرشیو "شاه نشین" را برای یادی از گذشته در اینجا دوباره خواهید دید
-----------
به راستی که زمان چه زود می گذرد، چشم برهم نزده می بینیم "پیام آشنا" یک ساله شده ! بله طبق نوشته ها و مدارک موجود در آرشیو دفتر مرکزی ، پارسال درست در چنین روز هائی بود که برنامه ریزی مقدماتی مان برای ایجاد مرکزی روی اینترنت برای ایجاد و برقراری تماس و ارتباط هرچه بیشترخانوادگی و فامیلی
مان با یکدیگراز کشور های مختلف منجر به شروع " شاه نشین پیام آشنا" شد. اسم پیام آشنا که با توجه به هدفمان فورآپذیرفته شد و از نظر شکل دادن به محل تجمع مجازی مان هم با تصور و تجسم یک اطاق نشیمن مجازی ، اسم "شاه نشین"(اسم سنتی وقدیمی اطاق نشیمن ها ی بزرگ در بعضی از خانه ها) هم به آن اضافه گردید - گفتیم هر کدام از ماها هر کجا و هر وقت مجالی داشت خواهد توانست ، سری به شاه نشین بزند و موزیکی گوش کند و پیا مهای دیگران را ببیند و احیانآ پیامی هم به هر شکل شوخی یا جدی و به هر زبان و با هر املا و انشائی برای دیگران بگذارد و....وبه این طریق همه از همدیگر در حد امکان با خبر بوده بطوریکه کمتراحتیاج به ایمیل فرستادن های جداگانه برای یکدیگر داشته باشیم و......همچنین قرار شد عزیزان هر یک در کشور های مختلف محل اقامت خود (شامل ایران) به عنوان مدیر دفتر "پیام آشنا" از آن محل با ارسال گاهگاه خبر و مطلب برای "پیام آشنا" با مسئول امور پیام آشنا در انگلستان (دفترمرکزی) در لندن همکاری داشته باشند و ..... .. ، بعدآ با اضافه شدن دوقسمت دیگر "گلخانه پیام آشنا" و "مهمانخانه پیام آشنا " به " شاه نشین"مجموعه پیام آشنا به صورت کنونی متشکل از سه قسمت جدا و در عین حال وابسته به هم در آمد ، سخن کوتاه ، تقریبآ از چند هفته قبل ،همزمان با یکساله شدن مجموعه پیام آشنا تصمیم گرفتیم ، به تدریج با اعلام آدرس های این مجموعه در سایت هائی منتخب، بیش از این سر زدن به این مرکز مجازی تماس و گفتگو منحصر و محدود به چند نفر اولیه از بستگان نماند! باشد که از این راه دوستانی خوب ، هرچند نادیده و در ظاهر ناشناس) هم به ما بپیوندند وپیام آشنا روز به روزاز هر حیث غنی تر شود . وهمین ! ه


حالا بفرمائید با برشی ازکیک مخصوص جشن تولد "پیام آشنا" از خودتان پذیرائی کنید!
ه
دفتر مرکزی